علاء الدوله سمنانى

50

چهل مجلس ( فارسى )

فرموده است چنان كه در شرح سخن امام محقق جعفر صادق رضى اللّه تعالى عنه آمده است كه « انى اكرر آية حتى اسمع من قائلها » فرموده كه او زبان خويش در اين معنى چون شجرهء موسى يافت كه « إِنِّي أَنَا اللَّهُ » از او شنيد و اگر متعين بودى در دو صورت چگونه ظهور يافتى و در قرآن مجيد « وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » چگونه صادق بودى ؟ و در حديث پيغمبر ( ص ) « لو دلى احدكم حبله لهبط على اللّه كى راست آمدى ؟ و با هر كه در عالم است « أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » كى بودى ؟ آخر در اين معنى نظر بايد كرد كه بنص قرآن ثالث ثلاثه كفر است كه « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ » و رابع ثلاثه صرف ايمان است كه توحيد « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ » چه اگر ثالث ثلاثه بودى متعين بودى و يكى از ايشان ، اما رابع ثلاثه آنست كه بوجود حقانى خويش كه به حكم « وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ » ثانى ، واحد ، و ثالث اثنين و رابع ثلاثه ، و خامس اربعه ، و سادس خمسه است ، يعنى محقق حقايق اين اعداد و با همه بىمقارنت و غير همه بىمزابلت ، چنان كه امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه فرموده است كه « هو مع كل شئى لا بمقارنة و غير كل شئى لا بمزابلة » و اين ضعيف در آن مدت كه صحبت با خواجه جهان عزت انصار دولة مىداشت هرچند بعضى طعن مىزدند حق عليم است كه بدين سبب بود كه در استعداد او معنى « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ » مىيافت و اعتقاد كلى بر آن داشت كه او به سخن مخالفان از حق برنگردد و دعاگو نيز اگر بعيان نيافتى و قول چندين بزرگ در اين معنى متوافق نيافتى اين بيان را مكرر نكردى و دلايل بسيار نگفتى بر اين معنى چنان كه در اول شرح فصوص و غيره بيان افتاده است تا دانشمندان محقق كه اصحاب فهوم ذكى باشند با شما تقرير كنند از تطويل و املال احتراز كردم « و من لم يصدق الجملة هان